خاطره ای از یک کلاس در صنیعی فر
ابوالفضل مختاری
ابوالفضل مختاری
بعضی وقتها که با بچه ها می ریم بیرون تنها چیزی که پای ثابت سفرمونه (البته به جز مختاری)دوربینه.می دونین چرا؟
خوب معلومه برا اینکه بعداْ ،مثلاْ وقتی که بزرگ شدی(سوء تفاهم نشه ،الآن هم بزرگی ولی وقتی بزرگتر شدی رو می گم)عکس ها رو نگاه می کنی و خاطراتت زنده می شه .می گی عجب دورانی بود.به جرئت می تونم بگم این دوران(دبیرستان) بهترین دوران همه ما بود.بعدا می تونیم با همین عکسها برخی خاطراتمون رو که می شده به تصویر بکشیم زنده کنیم.اما بعضی خاطرات هستند که با دوربین عکاسی ۱۰.۳ مگا پیکسلی سونی هم زنده نمی مونن چه برسه به دوربین های ما!
حالا پیشنهادم این بود که هر کسی خاطره ی قشنگی از صنیعی فر ،کلاس های مختلف،زنگهای تفریح،اردوها،زنگ های ورزش ،محرم،ماه رمضان،عیدها،تابستونا،امتحانات صبحگاهی،خوابگاه و خلاصه هرچی که یادش مونده به صورت طنزآلود بنویسه و ارائه بده.
آثار طنزآلود خود را تا تاریخ !؟!؟!؟!؟(هر چه زودتر بهتر)به دبیرخانه این پیشنهاد به نشانی mj57.3367@yahoo.com یا afz1mokhtari@hotmail.com و یا در قسمت نظرخواهی همین وبلاگ قرار دهید.
مجید
هم می تونید داستان رو بخونید ،هم بشنوید اون هم با صدای قصه گوی ظهر جمعه
فقط کافی به این لینک بری www.ketabkhaneyegooya.blogspot.com
نظرت چیه؟؟؟؟
مجید
در این داستان که اولین داستان هری پاتر است شخصیتها معرفی شده و در عین معرفی اولیه تخیل، داستانی آهنگین و جذاب نقش شدهاست.
هری پاتر در این داستان وارد دنیای دیگری شده و با افراد جدید دوست میشود که این مقدمه داستانهای بعدی را شکل میدهد.
خلاصه داستان : همانطور که گفته شد این کتاب داستانی آهنگین و جذاب دارد. در ابتدا هری پاتر که نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند معرفی میشود ... هری ناگهان میفهمد که یک جادوگر است و لرد ولدمورت در کودکی به خانه آنها حمله کرده و پدر و مادرش را کشته، ولی به طور شگفت انگیزی نتوانسته هری را نابود کند و جادویش به خودش بازگشته است، در نتیجه ولدمور از بین رفته و فقط یک زخم صاعقه مانند بر پیشانی هری گذاشتهاست... ادامه مطلب
مجید